چند سال پیش، در جریان آشوبهای افغانستان، یکی از دوستان من و خانوادهاش از سوی دولت ائتلافی استرالیا یک مسیر بشردوستانه برای ورود به این کشور دریافت کردند. آنها با خود trauma، عدم قطعیت، و امیدی شکننده به همراه آوردند که شاید امنیت روزی به ثبات تبدیل شود. امروز، آنها هنوز در حال ساختن آن ثبات هستند – قرار ملاقات به قرار ملاقات، جلسه فیزیوتراپی به جلسه فیزیوتراپی – در حالی که برای حمایت از توانبخشی پسرشان که پس از یک بیماری فلج شده است، به طرح ملی بیمه معلولیت (NDIS) متکی هستند.
مانند بسیاری از مهاجران بشردوستانه، دوست من از بحثهای سیاسی دور نیست – او صرفاً آنقدر مشغول زنده ماندن در میان آنهاست که نمیتواند از نزدیک آنها را دنبال کند. او هنوز نشنیده است که ائتلاف، که زمانی حامی اسکان مجدد بشردوستانه بود، اکنون در حال پیشنهاد محدودیت قابل توجهی در شرایط دریافت کمکهای رفاهی است: محدود کردن دسترسی به طیفی از حمایتها، از جمله NDIS، فقط به شهروندان. این پیشنهاد که توسط آنگوس تیلور، وزیر سایه خزانهداری، رهبری میشود، سوالات اساسی درباره قرارداد اجتماعی استرالیا و معنای تعلق ایجاد میکند.
این پیشنهاد: رفاه فقط برای شهروندان
بر اساس طرح ائتلاف، دسترسی به حدود ۱۷ پرداخت و خدمات – از جمله حمایت از معلولیت، پرداختهای مراقبتی، و مرخصی والدین – به شهروندان محدود میشود. استدلال آشناست: سیستمهای عمومی تحت فشار هستند و NDIS اکنون سالانه دهها میلیارد دلار هزینه دارد. هر دو حزب اصلی به دنبال راههایی برای کنترل رشد و تضمین پایداری بلندمدت بودهاند. در این زمینه، از نظر سیاسی سادهلوحانه است که استدلال شود شهروندی باید دسترسی به حمایتهای مالی عمومی را تعریف کند.
اما این فقط یک سوال درباره انضباط بودجه نیست. این یک سوال درباره این است که چه نوع قرارداد اجتماعی در حال بازنویسی آرام است. برای بسیاری از مهاجران، خط بین واجد شرایط بودن و محرومیت در ابتدای سفر آنها نیست، بلکه در جایی در میانه آن قرار دارد. زیرا برای بسیاری از مهاجران، شهروندی یک نقطه ورود نیست – یک نقطه پایان است. این پس از سالها زندگی، کار، پرداخت مالیات، بزرگ کردن فرزندان، و ساختن زندگی در کشوری که از قبل مانند خانه احساس میشود، به دست میآید.
تجربه مهاجر: مشارکت قبل از به رسمیت شناخته شدن
سالهای قبل از شهروندی حاشیهای نیستند – آنها جایی هستند که بیشتر تجربه مهاجر در آن رخ میدهد. من آن فضا را خوب میشناسم: دورههای انتظار، فرمهای تکراری، تلاش برای اثبات تداوم در زندگیای که هنوز در حال بازسازی است، بررسی مداوم واجد شرایط بودن قبل از درخواست کمک. این جایی است که مشارکت قبل از به رسمیت شناخته شدن میآید، و جایی که تعلق مدتها قبل از اعطای رسمی آن احساس میشود – اما همیشه با یادآوری این که مشروط است.
تغییرات پیشنهادی آن مشروط بودن را سختتر میکند. آنها خط واضحتری بین کسانی که کاملاً مستحق هستند و کسانی که نیستند ترسیم میکنند – صرف نظر از مشارکت، مدت اقامت، یا میزان ادغام. با انجام این کار، آنها یک غریزه سیاسی گستردهتر را که در سایر دموکراسیها دیده میشود منعکس میکنند: سختتر کردن دسترسی به رفاه بر اساس وضعیت قانونی.
زمینه بینالمللی: روندی به سوی محرومیت
در ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ، غرایز مشابهی سیاست و گفتمان را شکل داد و دسترسی به خدمات را به طور صریحتری به تعلق رسمی مرتبط کرد و شهروندان را در زبان انصاف و حاکمیت اولویت داد. تأثیر آن نه تنها محرومیت در حاشیهها بود، بلکه درک محدودتری از خود تعلق بود. استرالیا در خطر دنبال کردن مسیری مشابه است، جایی که مهاجرانی که سالها مشارکت داشتهاند ناگهان در زمان بحران از حمایت محروم میشوند.
به گفته کمیسیون حقوق بشر استرالیا، سیاستهایی که رفاه را بر اساس وضعیت شهروندی محدود میکنند میتوانند به طور نامتناسبی بر گروههای آسیبپذیر، از جمله پناهندگان و پناهجویان تأثیر بگذارند. کمیسیون بهرهوری نیز اشاره کرده است که مزایای اقتصادی بلندمدت مهاجرت زمانی به حداکثر میرسد که مهاجران در سیستمهای حمایت اجتماعی ادغام شوند، نه اینکه از آنها محروم شوند.
پرداختها و خدمات کلیدی در معرض خطر
این پیشنهاد طیف وسیعی از حمایتهایی را که مهاجران در حین ساختن زندگی خود به آن متکی هستند تحت تأثیر قرار میدهد. در زیر تفکیک ۱۷ پرداخت و خدماتی که ظاهراً هدف قرار گرفتهاند آورده شده است:
| پرداخت/خدمت | هدف | تأثیر بر مهاجران |
|---|---|---|
| NDIS | حمایت از معلولیت | بحرانی برای خانوادههای دارای فرزندان معلول |
| پرداخت مراقبتی | حمایت از مراقبان | ضروری برای کسانی که از بستگان بیمار مراقبت میکنند |
| پرداخت مرخصی والدین | مرخصی استحقاقی برای والدین جدید | به خانوادهها در پیوند و ثبات مالی کمک میکند |
| پرداخت JobSeeker | حمایت از بیکاری | شبکه ایمنی در طول انتقال شغلی |
| مزایای مالیاتی خانواده | حمایت از بزرگ کردن فرزندان | خطر فقر کودکان را کاهش میدهد |
چرا این امر تعلق را تضعیف میکند
قرارداد اجتماعی در استرالیا مدتها بر اساس این ایده ساخته شده است که کسانی که به جامعه کمک میکنند باید در حمایتهای آن سهیم باشند. مهاجران مالیات میپردازند، در صنایع ضروری کار میکنند، و جوامع را غنی میکنند. با محروم کردن آنها از پرداختهای رفاهی، ائتلاف این پیام را میفرستد که تعلق مشروط است – و حتی سالها مشارکت نیز حمایت را تضمین نمیکند.
این امر به ویژه برای مهاجران بشردوستانه مضر است، که اغلب با trauma وارد میشوند و با توانبخشی طولانی مواجه هستند. همانطور که داستان دوست من نشان میدهد، NDIS یک تجمل نیست – یک طناب نجات است. محروم کردن ساکنان دائمی که قبلاً با سختیهای غیرقابل تصوری روبرو شدهاند از آن فقط یک اقدام بودجهای نیست؛ یک شکست اخلاقی است.
سوالات متداول: درک این پیشنهاد
دقیقاً چه کسانی تحت تأثیر طرح آنگوس تیلور قرار خواهند گرفت؟
این پیشنهاد همه غیرشهروندان، از جمله ساکنان دائمی، دارندگان ویزای بشردوستانه، و مهاجران موقت طولانیمدتی که سالها در استرالیا زندگی و کار کردهاند را تحت تأثیر قرار میدهد. فهرست دقیق ۱۷ پرداخت شامل NDIS، پرداختهای مراقبتی، مرخصی والدین، و مزایای بیکاری است.
چرا ائتلاف این تغییر را پیشنهاد میکند؟
دلیل اعلام شده کنترل هزینه رو به رشد NDIS و سایر برنامههای رفاهی است که سالانه به دهها میلیارد دلار رسیده است. با این حال، منتقدان استدلال میکنند که این یک حرکت با انگیزه سیاسی برای جلب نظر رأیدهندگانی است که از سیاستهای سختگیرانهتر مهاجرت و رفاه حمایت میکنند.
این چگونه با سیاستهای سایر کشورها مقایسه میشود؟
این پیشنهاد منعکسکننده روندهایی در ایالات متحده تحت دولت ترامپ است، جایی که دسترسی به رفاه حول وضعیت شهروندی سختتر شد. بحثهای مشابهی در بریتانیا و اروپا در حال وقوع است، اگرچه محدودیتهای پیشنهادی استرالیا از جمله جامعترین آنها هستند.
مهاجران برای محافظت از دسترسی خود به حمایت چه میتوانند بکنند؟
مهاجران میتوانند به محض واجد شرایط شدن، معمولاً پس از چهار سال اقامت دائم، برای شهروندی درخواست دهند. با این حال، این فرآیند میتواند کند و پرهزینه باشد. گروههای مدافع توصیه میکنند با نمایندگان محلی مجلس تماس گرفته و در مشورتهای عمومی برای ابراز مخالفت با این تغییرات شرکت کنند.
