ده سال پس از همهپرسی تاریخی، برگزیت همچنان سیاست بریتانیا را تحت سلطه خود دارد، نظام دوحزبی را در هم شکسته و شکافهای ملی را عمیقتر کرده است. دولت کارگری کییر استارمر پس از شکستهای فاجعهبار در انتخابات محلی در سراسر انگلستان، اسکاتلند و ولز، با یک حسابرسی سخت روبرو است. رایدهندگان پیام واضحی ارسال میکنند: زمان تردید به پایان رسیده است. کارگر باید یا از آزادیهای برگزیت قاطعانه استفاده کند یا شکست خود را بپذیرد و به دنبال پیوستن مجدد به اتحادیه اروپا باشد.
مشکل اصلی این است که برگزیت به عنوان وعدهای برای نوسازی ملی فروخته شد، اما دولتهای متوالی در تحقق آن ناکام ماندند. شعار «بازپسگیری کنترل» طنینانداز شد زیرا به ناامیدی عمیق عمومی از مدل اقتصادی که لندن و جنوب شرق را ثروتمند میکرد و شهرهای صنعتی زدایی شده شمال را عقب نگه میداشت، دامن زد. جهانیشدن برای ثروتمندان کار کرد، اما ریاضت اقتصادی جوامعی را که انتظار تغییر داشتند، تهی کرد.
پارادوکس آزادی برگزیت
هنگامی که بریتانیا اتحادیه اروپا را ترک کرد، توانایی تعیین سیاست تجاری، مقررات و استراتژی صنعتی خود را به دست آورد. سیاستمداران دیگر نمیتوانستند پشت بروکسل به عنوان بهانهای برای عدم اقدام پنهان شوند. با این حال، به جز خدمات مالی - جایی که صدراعظمها جرمی هانت و ریچل ریوز یک رژیم نظارتی سبکتر را اتخاذ کردند - بیشتر بخشها هیچ منفعت استراتژیکی ندیدهاند. شهر لندن رونق دارد، اما استانداردهای زندگی برای نزدیک به دو دهه راکد مانده است.
رایدهندگان در تمام گروههای سنی اکنون بر این باورند که نه کارگر و نه محافظهکاران برنامه قابل اعتمادی ندارند. محافظهکاران در سال ۲۰۱۹ یک پیروزی قاطع به دست آوردند تنها برای اینکه در سال ۲۰۲۴ یک شکست بیسابقه را متحمل شوند. کارگر، پس از پیروزی قاطع خود، اکنون از هر دو طرف تحت فشار است: حزب سبز در سمت چپ در مناطق باقیمانده (Remain) و ریفورم یوکی در سمت راست در مناطق رایدهنده به برگزیت. هر دو حزب شورشی یک مزیت مشترک دارند: آنها به شکست آلوده نیستند.
چرا تردید در حال نابودی کارگر است
استراتژی فعلی کارگر - تلاش برای راضی نگه داشتن همه - هیچکس را راضی نمیکند. دولت استارمر با ناتوانی در پذیرش کامل پتانسیل برگزیت یا حمایت آشکار از پیوستن مجدد، ضعیف و بیجهت به نظر میرسد. مردم حزبی را میبینند که بر اساس شایستگی تبلیغات کرد اما سردرگمی به ارمغان آورد. اقدام قاطع تنها پادزهر نابودی انتخاباتی است.
سبزها در سنگرهای باقیمانده (Remain) پیروز شدند، در حالی که ریفورم یوکی در مناطق طرفدار برگزیت غالب بود. این شکاف جغرافیایی و ایدئولوژیک کارگر را بدون پایگاه مشخصی رها میکند. برای بقا، حزب باید مسیری را انتخاب کند و آن را با قاطعیت دنبال کند. نیمبند عمل کردن فاجعهبار بوده است.
دو مسیر پیش رو: تعهد یا پیوستن مجدد
گزینه اول: برگزیت را به درستی انجام دهید. این به معنای استفاده از آزادیها برای بازسازی سیستماتیک تولید از طریق تعرفهها، یارانهها، تدارکات دولتی و کنترل سرمایه است - همانطور که اقتصادهای شرق آسیا انجام دادهاند. این نیازمند یک استراتژی صنعتی جسورانه است که مشاغل با کیفیت بالا را در مناطقی که عقب ماندهاند ایجاد کند. تاکنون، تنها خدمات مالی از مقرراتزدایی سود بردهاند و بقیه اقتصاد را سرگردان گذاشتهاند.
گزینه دوم: به اتحادیه اروپا بپیوندید. اگر کارگر نمیتواند به وعدههای برگزیت عمل کند، صداقت یک رویکرد جدید را میطلبد. پیوستن مجدد تجارت بدون اصطکاک، دسترسی به بازار واحد و پوشش سیاسی را که به دولتهای قبلی اجازه میداد بروکسل را برای تصمیمات دشوار مقصر بدانند، بازمیگرداند. همچنین یک رایدهندگان تقسیم شده را زیر یک پرچم واضح و طرفدار اروپا متحد میکند.
هزینه عدم اقدام
تاریخ نشان میدهد که رایدهندگان احزابی را که به وعدههای خود عمل نمیکنند، تنبیه میکنند. محافظهکاران پس از سال ۲۰۱۹ نابود شدند زیرا تعهدات برگزیت را زیر پا گذاشتند. کارگر اکنون در همان مسیر قرار دارد. تردید یک استراتژی نیست؛ یک آرزوی مرگ است. انتخابات بعدی میتواند کارگر را به یک حزب کوچک و بیاثر تبدیل کند که توسط نیروهای قاطعتر در هر دو جناح به حاشیه رانده شده است.
برای درک مقیاس کامل بحران، تفکیک زیر از عملکرد انتخاباتی اخیر را در نظر بگیرید:
| منطقه | تغییر آرای کارگر | چالشگر اصلی |
|---|---|---|
| لندن و جنوب شرق | -12% | حزب سبز |
| شمال انگلستان | -18% | ریفورم یوکی |
| اسکاتلند | -15% | اسانپی و ریفورم |
| ولز | -14% | پلاید کامری و ریفورم |
این اعداد حزبی را نشان میدهد که در تمام گروههای جمعیتی در حال از دست دادن حمایت است. تنها راه توقف این خونریزی، ارائه یک چشمانداز واضح و قابل اعتماد برای رابطه کشور با اروپا است.
سوالات متداول: برگزیت و آینده کارگر
س: چرا برگزیت ده سال بعد هنوز یک موضوع غالب است؟
پ: زیرا وعدههای داده شده در طول مبارزات انتخاباتی - توافقهای تجاری بهتر، حاکمیت بیشتر و احیای اقتصادی - عمدتاً محقق نشده باقی ماندهاند. رایدهندگان احساس خیانت میکنند و این موضوع همچنان وفاداریهای سیاسی را تعریف میکند.
س: آیا کارگر واقعاً میتواند به اتحادیه اروپا بپیوندد؟
پ: از نظر سیاسی دشوار خواهد بود و نیاز به یک همهپرسی جدید دارد، اما از نظر قانونی امکانپذیر است. افکار عمومی تغییر کرده است، با نظرسنجیهای اخیر که نشان میدهد اکثریت اکنون طرفدار پیوستن مجدد هستند. مانع بزرگتر اراده سیاسی در درون خود حزب کارگر است.
س: «انجام درست برگزیت» چگونه خواهد بود؟
پ: این به معنای استفاده از استقلال نظارتی تازهیافته بریتانیا برای اجرای یک سیاست صنعتی فعال، حمایت از صنایع داخلی و مذاکره برای توافقهای تجاری سفارشی است که به نفع همه مناطق باشد - نه فقط شهر لندن.
