همانطور که بسیاری میدانند، من یک علاقهمند بزرگ تودور هستم. در واقع، من یک مورخ این برند (و البته رولکس، اما با تودور آشناتر هستم چون رقابت کمتری دارد، هاها) هستم. امیدوارم در مقطعی این را در کتابی که به تودور اختصاص داده شده است، ثبت کنم، اما این داستان دیگری است. واقعیت این است که من کمی هم مخالف جریان اصلی هستم و گاهی کمی تحریککننده. من چیزهای متفاوت و عجیب را دوست دارم. و در حالی که تسلیم کلاسیکها میشوم، همیشه آماده برجسته کردن مزایای موارد کمتر آشکار هستم. و تودور بلک بی پی۰۱ مثال کاملی از چیزی است که میگویم.

کشف
در سال ۲۰۱۹، تودور و رولکس مدلهای جدیدی را در بازلورلد معرفی کردند و نظر عمومی حاکی از یک نوع ضد اوج (ضد نقطه عطف) بود. به یاد بیاوریم که دو روز قبل از عرضه در بازلورلد ۲۰۱۹، یک درز اطلاعات (بی)موقع جنجالیترین ساعت تودور، یعنی بلک بی پی۰۱ (با نام نمونه اولیه ۰۱، آیا نمونههای بیشتری وجود خواهد داشت؟) را نشان داد. این اولین بار نیست که ساعتهای جدید تودور لو میروند، اما امسال حتی رولکس هم آن را خندهدار یافت.

عکس درز اطلاعات را با ناباوری و، اعتراف میکنم، با وحشتی خاص دیدم. تا به حال هیچ بیانیه رسمی وجود نداشت مبنی بر اینکه رولکس (یا تودور) آن ساعت عجیب و نامتقارن را که ظاهراً برای نیروی دریایی آمریکا ساخته شده بود، ساخته است: افسانهای «پروژه کوماندو».

روز بعد، یک روز قبل از شروع نمایشگاه، سوءظنها تأیید شد. اما آن ۲۴ ساعت تأمل و تحقیق باعث شد این ساعت را از منظری متفاوت ببینم. درز اطلاعات درست بود و علاوه بر این، به یک جنجال چندین ساله پایان داد!

داستان کوچک
او از منشأ مبهم نمونه اولیه و «نسخههای» مختلف پس از بازار (آفترمارکت) که در بیرون در حال گردش هستند، اطلاع داشت. من هم یک بار در انجمنها حق اختراع سیستم قفل قاب (بزل) را دیده بودم که در سال ۱۹۶۸ با تاج ساعت در ساعت ۴ و دو محافظ آن ثبت شده بود. این حق اختراع منعکسکننده کار رولکس/تودور از سال ۱۹۶۷ بود، در پاسخ به رقابتی که توسط نیروی دریایی ایالات متحده فراخوانده شده بود، که تودور از اواخر دهه ۱۹۵۰ با تودور سابمارینر ۷۹۲۲ بیگ کرون و بعداً سابمارینر ۷۹۲۸ تأمینکننده آن بود. در نهایت این سند الهامبخش آن ساعتهای پس از بازار (آفترمارکت) شد که به آنها اشاره میکنم.

اولین محصول پس از بازار (آفترمارکت)، آیا میتوانیم آن را یک کپی (رپلیکا) بنامیم؟ گفته میشود که این سفارش یک علاقهمند از ژاپن به یک صنعتگر در ویتنام بوده است، که قطعاً بر اساس نقشههای اصلی ساعت یا با دسترسی به نمونه اولیه ساخته شده است. ساعتهای هیولای زیادی به دنبال آن ساعت آمدند که به راحتی در اینترنت پیدا میشوند. اینها ساعتهای تقلبی هستند، با داستانهای متفاوت و مسیرهای گوناگون (برخی در حراجیها به مبالغ زیادی فروخته شدند)، برخی با کار بیشتر از بقیه، اما هیچکدام از رولکس/تودور نیستند. از همان جا بود که (نفرت من) نسبت به این ساعت شکل گرفت:

چنین نمودارهای طراحی کشف بزرگ دیگری هستند. ضمیمه درخواست ثبت اختراع، این اسناد بسیار کمتر شناخته شده هستند. و اینها لحظاتی هستند که من بیش از همه از آنها لذت میبرم، لحظاتی که در آنها اسرار با یک شیء ملموس و غیرقابل انکار حل میشوند. با ظاهر استوار تودور و روحیه مخالف من، برایم واضح بود که این ساعت واقعاً خاص است.

بازیابی زمان
میتوان گفت که Tudor Black Bay P01 پرتاب - با ۵۱ سال تأخیر - یک ساعت نظامی است. و به لطف همکاریهای مهم با ارتشهای مختلف در سراسر جهان، تودور برندی با تجربه نظامی فوقالعاده است. تا حدی که در این زمینه با خواهر خود رولکس رقابت میکند و در واقع از آن پیشی میگیرد، حداقل از نظر تعداد ارتشهایی که به عنوان تجهیزات رسمی در آنها خدمت کرده است (فرانسه، ایالات متحده، کانادا، اسرائیل، آفریقای جنوبی، آرژانتین و بسیاری دیگر).
این حق ثبت اختراع اصلی است:


بررسی عملی Tudor Black Bay P01
به تمام این انتظارات از طرف من، تأخیر آشکار در تحویل اولین واحدها اضافه شد که سرانجام در پایان اکتبر رخ داد و زمانی بود که اولین واحدی را که به فروشگاه اصلی من رسید، تهیه کردم. باید بگویم که من اولین کسی بودم که درباره این قطعه پرسیدم، اولین نفر در لیست علاقهمندان، یکی از اولین کسانی که آن را در ارائه مادرید توسط تودور دید و اولین کسی که آن را خرید. نمیتوانم بیشتر از این از دوستم آلبرتو که ۸ سال فروشنده رولکس من بوده و از جان خستگیناپذیر که همیشه مرا برای همه رویدادها در نظر میگیرد، سپاسگزار باشم. این بررسی، اولین Hands-On من پس از سالها، به آنها تقدیم میشود.

بیایید مدل اصلی را بخش به بخش تحلیل کنیم.
تودور این ساعت را به عنوان یک ساعت چندمنظوره طراحی کرد که میتوانست در چندین رشته نظامی استفاده شود. گفته میشد که این ساعت برای غواص نیروی دریایی ایالات متحده مناسب است، اما بیشتر بر روی خلبان هلیکوپتر متمرکز بود. میتوانیم مهارتهای آن را در این فهرست خلاصه کنیم:

پرداخت جعبهای
کاملاً برس خورده، برای جلوگیری از هرگونه انعکاس فولاد که موقعیت نظامیان را لو دهد. مشابه Rolex Milsub برای ارتش بریتانیا.

پیوندهای انتهایی ویژه
برای قفل کردن حرکت قاب. این ویژگی تعیینکننده Tudor Black Bay P01 است. قاب نه تنها میتوانست یکطرفه باشد، بلکه همزمان باید ثابت میشد زیرا اندازهگیری زمانی که هلیکوپتر برای پیاده یا سوار کردن غواصان باید طی کند، هیچ خطایی را مجاز نمیداند.

قاب فلزی با درجهبندی از ۱ تا ۱۲
این موضوع به نکته قبلی مرتبط است، برای اینکه بتوان ساعت و دقیقه دقیق یک رویداد را با قرار دادن مثلث روی قاب همجهت با عقربه دقیقه یا ساعت تعیین کرد، اگرچه بیشتر به عنوان یک کرونوگراف ساده در نظر گرفته شده بود که قادر به اندازهگیری رویدادهای بیش از یک ساعت باشد. در مواقع ضروری، میتوانست یک منطقه زمانی دوم را نشان دهد، اما این وظیفه اصلی آن نبود.

مثلث موقعیتیاب
در انتهای پیوند ساعت ۱۲ برای حداکثر دید در زمان عادی، یک هلیکوپتر میتواند به صورت مایل پرواز کند که باعث سرگیجه میشود و این میتواند باعث از دست رفتن مرجع ساعت ۱۲ روی ساعت شود.

تاج در ساعت ۴
>نه برای راحتی، بلکه برای امکان تنظیم عقربهها در حالی که ساعت روی مچ است. ۱۰۰٪ کارایی. نقشههای طراحی به سال ۱۹۶۷ برمیگردد، تودور همزمان با برندهای دیگر روی طراحی تاج ساعت در موقعیت ساعت ۴ کار میکرد، اما این ساعت هرگز به تولید نرسید.

تاریخ
در مورد ساعتهای نظامی چندان رایج نیست، اما به یاد داشته باشیم که این یک ساعت غواصی (صرف) نیست. این ساعتی برای مأموریتهای ویژه است که ممکن است چندین ساعت، حتی روزها طول بکشد.

برای پایان
باید承认 کرد که تفسیر بسیار وفادارانهای از نمونه اصلی است که ظاهراً دو عدد از آن وجود دارد. هم نمونه اولیه اصلی و هم پی۰۱ نوعی خامی در طراحی و اجرا نشان میدهند. حس یک شیء ناتمام را میدهد. همانطور که باید باشد!

از مواد غیرمعمول استفاده شده است، نمونه اولیه اصلی بند پلاستیکی داشت و پی۰۱ بند چرمی با پوشش پلیمری لاستیکیمانند در داخل (بسیار راحت) دارد. یکی از دوستان پرسید چرا بدون بند فلزی؟ خب، همه تودورها و رولکسها روی بند فلزی خوب به نظر میرسند. اما تودور بلک بی پی۰۱ بازسازی یک ساعت نمونه اولیه است، نه یک ساعت نهایی. این یک «کانسپت» است، مثل خودروهایی که در نمایشگاهها معرفی میشوند؛ به طراحی نهایی خود نرسیده است. و این بازگشت بزرگ باید همینطور باشد، ساعتی که حس نیمهتمام بودن، ایدهای در حال پیشرفت و کانسپتی را میدهد که هنوز به طور قطعی توسعه نیافته است.
ظاهر ایدهآل
با این حال، چند عکس با پی۰۱ و بندی که از نظر تاریخی باید میپوشید به شما نشان میدهم! اولین بند اویستر با قفل ایمنی، نمونه اولیهای که برای اولین رولکس سی-دولر تاریخ، یعنی سینگل رد، در سال ۱۹۶۷ ساخته شد.


احساسات
روی مچ، تودور بلک بی پی۰۱ قدرتمند است. قطر آن ۴۲ میلیمتر است، بلند است و بندهای انتهایی زمخت آن همان حس بداههپردازی و پروژهای در حال پیشرفت را میدهد که من خیلی دوست دارم.
صفحه بسیار زیباست، با شاخصهایی با رِنگ کمی وانیلی، اما بدون اغراق. چقدر دلم میخواهد تودور صفحات بیشتری با شاخصهای نقاشیشده عرضه کند! اگر رولکس این کار را میکرد، مثلاً در یک سابمارینر یا جیامتی، جلوی نمایندگیها برای خرید یکی شلوغ میشد!

پروژه کماندو شکست خورد. توسط نیروی دریایی ایالات متحده پذیرفته نشد، که همچنان به نیروهای مسلح خود ساعتهای تودور و برندهای دیگر ارائه میداد. پروژه کماندو منجر به یک ساعت پیچیده، بیش از حد مهندسیشده، گرانقیمت برای تولید و احتمالاً غیرعملی شد. این اولین ساعت در خانواده رولکس/تودور با سیستمی برای جلوگیری از حرکت قاب چرخان بود.

فکر میکنم احیای آن موفقیت بزرگی برای تودور است. بهشان تبریک میگویم! و حتی بهتر برای کسانی مثل من که عاشق تودور و ساعتهای نظامی با تاریخچه هستند. GPHG دقیقاً در همان سال عرضه به آن جایزه داد.

فکر میکنم در آینده یک ساعت کلت (cult) شود. شکی ندارم که تعداد بسیار کمی از آن عرضه خواهد شد و چند سال دیگر حرف از این میزنیم که چرا وقتی تقریباً در همه نمایندگیها موجود بود، یکی نخریدیم. به هر حال، تاریخ قضاوت خواهد کرد.

اطلاعات بیشتر درtudorwatch.com