مجموعهای کامل از رفتارهای قابل شناسایی در انجمنها وجود دارد که فراتر از نتیکت معروف است و همه آنها به ادب نسبت به دیگران مربوط نمیشود. یا شاید هم بله، زیرا آنچه برای برخی طبیعی است ممکن است برای دیگران دلیلی برای از دست دادن اعصاب یا دستهبندی طرف مقابل در گروهی باشد که نمیخواهند به آن تعلق داشته باشند. بیایید به سه کاری که میتوانید در انجمن انجام دهید نگاه کنیم، اما همچنان رایج باقی میمانند.
۱.- نژادپرست بودن
خب بله، صنعت ساعت یکی از معدود صنایعی است که میتوانید بدون نادرست بودن بگویید که «چینیها و هندیها آشغال هستند». البته تا زمانی که منظورتان اچامتی، پارنیس، سیگال یا گوانکین باشد. و از دیدگاه تکنیک دقیق، کیفیت و سنت ساعتسازی، احتمالاً حق با شماست. اما با توجه به زمانهای که در آن زندگی میکنیم، که ضربالمثل فرسوده «برای هر چیزی آدمی هست» بیشتر و بیشتر آشکار میشود، باید بدانید که طرفداران و کلکسیونرهای خاصی برای این نوع ساعتها وجود دارد؛ طرفدارانی که آنها را دقیقاً به دلیل هزینه پایین نوسازی دائمیشان به عنوان یک مکمل زیباییشناختی میپرستند و مهمتر از همه، دیگرانی که به دلیل بودجه محدود، تنها با قطعاتی از این نوع میتوانند علاقه خودارضاییگونه ساعتسازی خود را ارضا کنند (چیزی که از طرف دیگر، میتوانستند با برخی ساعتهای قدیمی خاص که به همان اندازه ارزان، زیباتر و با تاریخچه بسیار بیشتر هستند انجام دهند؛ اما همانطور که گفتم، برای هر چیزی آدمی هست). فقط برای این دسته آخر، آنها قبلاً یک مأموریت مهم در زنجیره غذایی ساعت انجام میدهند.
۲.- صدا زدن بندها به اسم شلوار
مطمئناً همه ما پستهایی مثل «آیا این شلوارها به من میآید (مدل مورد نظر را وارد کنید)؟» یا «شلوار جدید برای...» را خواندهایم.
ببینید، اینجوری شروع میشود و به جایی میرسد که دوباره به دخترها جوجه میگویند یا میگویند آن... هومم... شلوارها روی آن ساعت خیلی باحال است. نه. واقعاً نه. این نوعی از بیان کهنه و بیروح است که خواندن را سخت میکند. حداقل باعث میشود موهای پشت گردنم سیخ شود و میتوانم با اطمینان بگویم که تنها نیستم. ممکن است یک سوگیری باشد، قبول دارم. اما از نظر فنی، همچنین باعث میشود تعجب کنم که چرا اگر یک بند لاستیکی روی آن بگذارید به آن مایو نمیگویند. چرا، ها؟ مثل این است که چرا حلزون میخورند نه لیسه. منطقی نیست. یا همه یا هیچ. به طور خلاصه، کاری که میتوان انجام داد، انجام میشود و ادامه خواهد یافت، زیرا به دلایلی بسیاری از اعضای انجمن آن را خندهدار میدانند. اما شماهایی که این کار را میکنید، بدانید که باعث یک شوک کوچک به بسیاری از اعضای دیگر انجمن میشوید که آنها را به طور ناگهانی مجبور میکند چشمهایشان را از صفحه بردارند.افکتیویواندر. گرفتید؟ ترونها؟ اکیلیکوا. خوب، همین، چاچی پیرولی، باحالِ پاراگوئه و بعداً میبینمت لوکاس.
۳.- صدا زدن ساعتهای قدیمی به اسم پدربزرگها
هرگز تو را نخواهم بخشید، کارمنا.*
جدی میگویم: این، به عنوان یک کلکسیونر ساعتهای قدیمی، یک تیر به قلب من است که شخصاً مرا تحت تأثیر قرار میدهد. که من برای ساعتهای قدیمیام میمیرم. برخلاف بخش قبلی، رد من از این اصطلاح به خاطر آنچه که به عنوان یک استفاده خام و ساده از زبان دلالت دارد نیست، بلکه به این دلیل است که اگرچه نویسندگان آن تقریباً همیشه فکر میکنند با عشق این کار را میکنند، اما نشاندهنده تحقیر جزئی، بیتوجهی یا عدم احترام به ساعتهای عتیقه است. انگار که قطعاتی در پایان عمرشان هستند که دیگر نمیتوانیم از آنها انتظار زیادی داشته باشیم جز اینکه وقتی برای غذا دادن به کبوترها میروند گم نشوند یا تخت را خیس نکنند. اگر پیامهایی را که در آن از این عبارت استفاده میشود تحلیل کنید، اغلب از طرف افرادی است که معمولاً با ساعتهای عتیقه سروکار ندارند، بلکه به طور اتفاقی یکی به دستشان افتاده و به دنبال اطلاعات هستند. هرگز از طرف یک خبره نیست.
این به من اطمینان میدهد زیرا - چیزی که در واقعیت از قبل میدانستم - احترامی را که جامعه مهم ساعتهای قدیمی همچنان برای ساعتهای زمان خود قائل است، بیان میکند، تنها ساعتهایی که علاوه بر زیبایی بالقوه و کیفیت فنی، میتوان چیزی به آنها اضافه کرد که ساعتهای معاصر هنوز فاقد آن هستند: تاریخ. برای من راحتتر است، هرچند مشتاق نیستم، که ایده ساعتهای «پیر» را بپذیرم. «ساعت چانانته» هم ضرر زد و هم لطف داشت، اما همچنین تشخیص میدهم که برخی از طرحها و اجراهای ساعتسازی قدیمی این صفت را به دست آوردهاند. و از آنجایی که در این مورد میخواهم لحنی عاشقانه با طنز ببینم، میتوانم به او فایده شک را بدهم. به هر حال (سرافین)، شما از قبل میدانید: هیچ چیز بهتر از این نیست که یک دوستی طولانی را با باز کردن یک تاپیک یا فرستادن یک پیام خصوصی به من شروع کنید و بپرسید که «این شلوارها چطور به این پدربزرگ میآید».