به مدت سه سال، جهان را برای یافتن پاسخهای چالشهای اجتماعی و اقتصادی مبرم اروپا زیر و رو کردم. آنچه در کشورهایی مانند ژاپن، تایوان و اتریش یافتم، خیالپردازیهای فناورانه نبود، بلکه راهحلهای عملی و کمهزینه ریشهدار در اجتماع، آیندهنگری و شجاعت سیاسی بود. این درسها در شرایطی که جمعیت سالخورده اروپا خدمات عمومی و بودجهها را تحت فشار قرار داده، به شدت مورد نیاز است.
در فوجیساوا، ژاپن، شاهد یک جامعه چندنسلی بودم که در آن دانشآموزان در کنار بازنشستگان تکالیف خود را انجام میدهند، دانشجویان با اجاره کاهشیافته بالای خانه سالمندان زندگی میکنند و والدین به مراقبت از سالمندان کمک میکنند. این الگو که در بیش از ۵۰۰۰ جامعه در سراسر ژاپن تکرار شده، نشان میدهد که انزوای اجتماعی و بار مراقبت را میتوان با بازاندیشی در نحوه تعامل نسلها حل کرد.
بیمه مراقبت بلندمدت ژاپن: الگویی برای اروپا
ژاپن سیستم بیمه مراقبت بلندمدت خود را در سال ۲۰۰۰ معرفی کرد و به یکی از اولین کشورهایی تبدیل شد که یک طرح عمومی و شفاف ایجاد کرد. پرداختها از سن ۴۰ سالگی شروع میشود و این سیستم برای حفظ کرامت و استقلال طراحی شده است. به جای خدمات تعیینشده توسط دولت، افراد مسن ارائهدهندگان مراقبت خود را انتخاب و قرارداد میبندند.
این رویکرد به افراد قدرت میدهد و بوروکراسی را کاهش میدهد. تا سال ۲۰۵۰، ژاپن انتظار دارد نزدیک به نیم میلیون نفر صدساله داشته باشد، با این حال سیستم آن پایدار باقی میماند زیرا پیشگیری و حمایت اجتماعی را بر مراقبت نهادی پرهزینه اولویت میدهد.
راهحلهای کمفناوری بهتر از رباتها عمل میکنند
تیترهای بینالمللی اغلب بر رباتهای مراقبت از سالمندان ژاپن تمرکز دارند، اما من بیشتر تحت تأثیر نوآوریهای کمفناوری قرار گرفتم. در کاواگوچی، مراکز پشتیبانی عمومی اجتماعی، فضاهای مراجعه آزاد برای مشاوره پزشکی، کمک در پرداخت قبض یا صرفاً همنشینی ارائه میدهند. این مراکز در تمام ۱۷۰۰ شهرداری ژاپن در حال راهاندازی هستند.
به طور مشابه، در تایوان، کارتهای سلامت دیجیتال سوابق پزشکی را ساده کرده و اتلاف اداری را کاهش میدهند. پروژههای مسکن بیننسلی اتریش، مسکن دانشجویی مقرونبهصرفه را با مراقبت از سالمندان ترکیب میکنند و از الگوی فوجیساوا ژاپن پیروی میکنند. این مثالها ثابت میکند که سازماندهی بهتر، نه فناوری گرانقیمت، اغلب بهترین نتایج را به همراه دارد.
آنچه اروپا میتواند بیاموزد
سیاستمداران جریان اصلی اروپا در نشان دادن تابآوری، تخیل و شجاعت سیاسی مشاهدهشده در این کشورها با مشکل مواجه شدهاند. جمعیت سالخورده در حال حاضر سیستمهای بهداشت و درمان، بازنشستگی و خدمات اجتماعی را در سراسر این قاره تحت فشار قرار داده است. با این حال، بسیاری از دولتها نسبت به برنامهریزی بلندمدت حساسیت نشان میدهند.
راهحلها وجود دارند: بیمه مراقبت عمومی، زندگی چندنسلی، مراکز مراجعه آزاد اجتماعی و یکپارچهسازی سلامت دیجیتال. آنچه کم است، اراده سیاسی برای اقدام قبل از عمیقتر شدن بحرانهاست. همانطور که ژاپن نشان داده، مواجهه زودهنگام با یک مشکل ارزانتر و انسانیتر از نادیده گرفتن آن است.
نکات کلیدی برای سیاستگذاران
- بیمه مراقبت را زود شروع کنید – سیستم ژاپن از سن ۴۰ سالگی شروع شد و هزینهها را در طول عمر پخش کرد.
- تماس بیننسلی را تشویق کنید – اجاره دانشجویانی که از همسایگان مسن مراقبت میکنند را کاهش دهید.
- در مراکز اجتماعی سرمایهگذاری کنید – مراکز مراجعه آزاد از تنهایی جلوگیری کرده و مراجعه به بیمارستان را کاهش میدهند.
- سوابق سلامت دیجیتال را ساده کنید – سیستم تایوان کاغذبازی و خطاها را کاهش میدهد.
سوالات متداول: چالشهای مراقبت اروپا و راهحلهای جهانی
سیستم بیمه مراقبت بلندمدت ژاپن چیست؟
سیستم ژاپن که در سال ۲۰۰۰ راهاندازی شد، یک طرح بیمه عمومی است که در آن همه افراد بالای ۴۰ سال حق بیمه پرداخت میکنند. این سیستم به افراد مسن اجازه میدهد خدمات مراقبتی خود را انتخاب کنند به جای دریافت مراقبت تعیینشده توسط دولت. هدف حفظ کرامت و استقلال است.
چگونه اروپا میتواند جوامع چندنسلی ژاپن را تکرار کند؟
اروپا میتواند با تطبیق قوانین منطقهبندی برای اجازه مسکن کاربری مختلط، ارائه مشوقهای مالیاتی برای پروژههای بیننسلی و تأمین مالی مراکز اجتماعی که میزبان فعالیتهایی برای همه سنین هستند، شروع کند. برنامههای آزمایشی در اتریش و آلمان در حال حاضر نویدبخش هستند.
چرا راهحلهای کمفناوری برای مراقبت از سالمندان بهتر از رباتها هستند؟
راهحلهای کمفناوری مانند مراکز اجتماعی و زندگی بیننسلی پیوندهای اجتماعی ایجاد میکنند و انزوا را کاهش میدهند، که رباتها نمیتوانند جایگزین آن شوند. آنها همچنین ارزانتر، مقیاسپذیرتر و از نظر فرهنگی سازگارتر از جایگزینهای فناورانه هستند.
در نهایت، کشورهایی که بازدید کردم ثابت میکنند که سیاستهای آیندهنگر و کمهزینه میتوانند بزرگترین مشکلات اروپا را حل کنند. سوال این است که آیا رهبران اروپا شجاعت اجرای آنها را دارند یا خیر.
