در کتاب جدید و جذاب خود با عنوان وایمار: شهری که آلمان را تغییر داد، مورخ کاتیا هویِر به بررسی این شهر کوچک میپردازد که هم بستر دستاوردهای برتر فرهنگ آلمانی و هم صحنه وحشتناکترین جنایات رژیم نازی بود. وایمار با جمعیتی تنها ۶۵,۰۰۰ نفر، به عنوان خانه گوته، شیلر و نیچه شهرت دارد و در سال ۱۹۱۹ میزبان تولد اولین قانون اساسی دموکراتیک آلمان بود. با این حال، در عرض دو دهه، همین شهر به آزمایشگاهی برای حکومت نازی و محل اردوگاه کار اجباری بوخنوالد تبدیل شد.
هویِر که بیشتر به خاطر اثر سال ۲۰۲۳ خود آن سوی دیوار شناخته میشود، روایت خود را به صورت وقایعنگاری سال به سال از ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۹ ساختار میدهد و اسناد عمومی را با نامههای شخصی، خاطرات روزانه و یادداشتها تلفیق میکند. این رویکرد صمیمانه نشان میدهد که شهروندان عادی چگونه تغییرات سیاسی و اجتماعی چشمگیری را تجربه کردند که شهرشان را دگرگون ساخت. استدلال اصلی کتاب این است که داستان وایمار، داستان آلمان در مقیاس کوچک است—مکانی که در آن فرهنگ و وحشیگری در یک خیابان، یک تئاتر و یک خانه در کنار هم وجود داشتند.
هویت دوگانه وایمار
شهرت وایمار به عنوان چراغ روشنگری کاملاً به حق بود. این شهر گهواره جنبش باوهاوس به رهبری والتر گروپیوس از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵ بود، یک مدرسه انقلابی هنر و طراحی که متفکران پیشرو را از سراسر اروپا جذب میکرد. تئاتر ملی شهر میزبان اعلام قانون اساسی وایمار بود، سندی که وعده دموکراسی و آزادیهای مدنی را میداد. با این حال، همانطور که هویِر مستند میکند، این روحیه لیبرال شکننده بود. از اواسط دهه ۱۹۲۰، وایمار به یک دژ مستحکم برای حزب نازی تبدیل شد که از اعتبار نمادین شهر برای مشروعیت بخشیدن به دستور کار افراطی خود استفاده میکرد.
نقطه عطف در سال ۱۹۲۶ رخ داد. در ۳ و ۴ ژوئیه، وایمار میزبان کنگره نازیها بود—اولین گردهمایی بزرگ حزب پس از بازتأسیس آن پس از یک ممنوعیت ۱۴ ماهه. حدود ۷,۰۰۰ تا ۸,۰۰۰ شرکتکننده گرد هم آمدند و درست در همان سالنی که قانون اساسی امضا شده بود، هیتلر مراسم بدنام آیین پرچم خونین را اجرا کرد. واحدهای جدید اسآ (SA) پرچمهای خود را با لمس کردن به پرچمی که گفته میشد به خون یک نازی کشته شده در کودتای مونیخ در سال ۱۹۲۳ آغشته است، تقدیس کردند. هویِر مینویسد: «در گهواره دموکراسی پس از جنگ آلمان، هیتلر مراسمی را برای تقدیس جنبشی برگزار کرد که قصد کشتن جمهوری جوان را داشت.»
آزمایشگاه نازی
در ابتدا، نازیها تأثیر ضعیفی بر جای گذاشتند. گردهمایی سال ۱۹۲۶ ردپایی از خرابکاری، جراحت و یک تیراندازی به جا گذاشت. با این حال، تا سال ۱۹۲۹، در بحبوحه بحران اقتصادی جدید، رأیدهندگان وایمار به طور چشمگیری تغییر جهت دادند. در انتخابات ایالتی دسامبر، ۱۱٪ از مردم تورینگن به نازیها رأی دادند، اما در وایمار این سهم ۲۴٪ بود. حزب برای اولین بار وارد دولت شد، در ائتلاف با دیگر احزاب راستگرا، و کنترل وزارتخانههای کشور و آموزش را به دست گرفت. از ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱، تورینگن—و به طور خاص وایمار—به یک آزمایشگاه برای حکومت نازی تبدیل شد و سیاستهایی را آزمایش کرد که بعداً در سراسر کشور اعمال شدند.
گاهشماری دقیق هویِر نشان میدهد که چگونه نازیها از نارضایتیهای محلی و ضعفهای نهادی بهرهبرداری کردند. آنها مدارس را از تأثیرات «غیرآلمانی» پاکسازی کردند، وفاداران را در نیروهای پلیس مستقر کردند و از منابع دولتی برای تبلیغات استفاده کردند. کتاب روشن میسازد که سقوط وایمار اجتنابناپذیر نبود، بلکه توسط انتخابهای سیاسی خاص و ناامیدی اقتصادی هدایت میشد.
بوخنوالد و سایه شرارت
تاریکترین فصل در سال ۱۹۳۷ رقم خورد، زمانی که نازیها اردوگاه کار اجباری بوخنوالد را درست در خارج از وایمار تأسیس کردند. این اردوگاه به بزرگترین اردوگاه آلمان تبدیل شد، مکانی با رنجهای غیرقابل تصور. هویِر از این وحشت دوری نمیکند و خاطرنشان میکند که بسیاری از ساکنان وایمار همدست یا عمداً نابینا بودند. نزدیکی اردوگاه به شهر گوته و شیلر بر موضوع اصلی کتاب تأکید میکند: همزیستی فرهنگ عالی و شرارت عمیق.
در سراسر کتاب، هویِر از منابعی مانند خاطرات روزانه و یادداشتها برای دادن صدا به مردم عادی استفاده میکند. یکی از ساکنان در سال ۱۹۳۸ نوشت: «دود کوره آدمسوزی را میدیدیم. به خودمان میگفتیم که یک کارخانه است.» این انکار تکاندهنده یادآوری است از اینکه چگونه جوامع به راحتی میتوانند جنایت را عادیسازی کنند. این کتاب به خاطر تحقیقات دقیق و لحن متعادل خود تحسین شده است، بدون ارائه قضاوتهای آسان، اما خوانندگان را مجبور به مواجهه با حقایق ناراحتکننده میکند.
چرا این کتاب اکنون اهمیت دارد
در عصری که افراطگرایی سیاسی و عقبگرد دموکراتیک در سراسر جهان در حال افزایش است، وایمار: شهری که آلمان را تغییر داد یک هشدار به موقع است. هویِر نشان میدهد که چگونه یک جامعه میتواند از دموکراسی به دیکتاتوری سقوط کند، نه در یک فاجعه واحد، بلکه از طریق یک سری گامهای کوچک و تدریجی. روایت او هم یک درس تاریخ است و هم یک داستان هشداردهنده برای جوامع قطبی شده امروز. همانطور که یک منتقد اشاره کرد، «ارواح وایمار هنوز سیاست مدرن را تسخیر کردهاند.»
برای هر کسی که به دنبال درک این است که چگونه فرهنگ، سیاست و وحشیگری میتوانند در هم تنیده شوند، این کتاب مطالعهای ضروری است. این کتاب این افسانه را که نازیسم صرفاً محصول نظامیگری پروسی بود، به چالش میکشد و در عوض نشان میدهد که چگونه شهری از شاعران و اندیشمندان به صحنه یکی از بزرگترین تراژدیهای تاریخ تبدیل شد.
سوالات متداول
تز اصلی کتاب کاتیا هویِر درباره وایمار چیست؟
تز اصلی این است که وایمار، آلمان، به عنوان تصویری کوچک از کل تاریخ قرن بیستم این کشور عمل میکند—از اوج فرهنگی آن به عنوان خانه گوته و باوهاوس تا نقش آن به عنوان زادگاه حکومت نازی و محل اردوگاه کار اجباری بوخنوالد. هویِر استدلال میکند که داستان این شهر دوگانگی هویت آلمانی را در خود خلاصه میکند.
هویِر کتاب خود را چگونه ساختار میدهد؟
هویِر کتاب را به صورت وقایعنگاری سال به سال از ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۹ ساختار میدهد و اسناد رسمی عمومی را با نامههای شخصی، خاطرات روزانه و یادداشتها تلفیق میکند. این رویکرد به خوانندگان اجازه میدهد تا ببینند که چگونه رویدادهای محلی و تجربیات فردی با تغییرات سیاسی ملی تلاقی پیدا کردند. سال ۱۹۲۶ به عنوان یک نقطه عطف محوری برجسته شده است.
آیین پرچم خونین که در کتاب ذکر شده چیست؟
آیین پرچم خونین یک مراسم نازی بود که توسط آدولف هیتلر در تئاتر ملی وایمار در ژوئیه ۱۹۲۶ اجرا شد. واحدهای جدید طوفانافکن اسآ (SA) پرچمهای خود را با لمس کردن به پرچم حزبی که گفته میشد به خون یک نازی کشته شده در جریان کودتای مونیخ در سال ۱۹۲۳ آغشته است، تقدیس کردند. هویِر آن را به عنوان یک عمل هتک حرمت توصیف میکند که جنبشی را تقدیس کرد که قصد نابودی جمهوری جوان وایمار را داشت.
چرا وایمار با وجود میراث لیبرال خود به یک دژ نازی تبدیل شد؟
تغییر جهت وایمار به سمت نازیسم ناشی از بحران اقتصادی پس از ۱۹۲۹، همراه با تبلیغات مؤثر نازی و اتحادهای سیاسی محلی بود. در انتخابات ایالتی تورینگن در سال ۱۹۲۹، ۲۴٪ از رأیدهندگان وایمار حزب نازی را انتخاب کردند و به آن اجازه ورود به یک دولت ائتلافی را دادند. نازیها سپس از کنترل خود بر آموزش و پلیس برای اجرای سیاستهای رادیکال استفاده کردند و شهر را به یک زمین آزمایش برای ایدئولوژی خود تبدیل کردند.
