ارنست همینگوی یک بار بازنشستگی را زشتترین واژه در زبان نامید. برای نویسندگان، ایدهی کنار گذاشتن قلم برای همیشه اغلب غیرطبیعی و حتی غیرممکن به نظر میرسد. اعلامیههای اخیر غولهای ادبی مانند مایکل فرین ۹۲ ساله و جولیان بارنز ۸۰ ساله، بحثی جهانی را دربارهی معنای واقعی بازنشستگی برای یک نویسنده برانگیخته است. برخلاف یک کارگر کارخانه یا یک مدیر اجرایی شرکت، هنر یک رماننویس عمیقاً با هویت او گره خورده است و تصمیم به توقف نوشتن را به یک انتخاب عمیقاً وجودی تبدیل میکند.
مایکل فرین، نمایشنامهنویس و رماننویس مشهور پشت Noises Off و Copenhagen، اخیراً به بیبیسی گفت که نوشتن تمام زندگی او بوده است. او در ۹۲ سالگی اعتراف کرد که سرانجام زمان به او رو کرده است. به طور مشابه، جولیان بارنز اعلام کرد که رمانش Departure(s) آخرین اثرش خواهد بود و به شکلی شاعرانه گفت که تمام آهنگهایش را نواخته است. این اعترافات حقیقتی دردناک را آشکار میکنند: همان طور که روی یک یادداشت چسبان روی کامپیوتر فیلیپ راث نوشته شده بود، مبارزه با نوشتن تمام شده است، اما مبارزه با زندگی بدون آن تازه آغاز شده است.
پیشینهی تاریخی وداعهای ادبی
اعلام بازنشستگی پدیدهای مدرن نیست. چارلز دیکنز در دو سال پایانی عمرش به یک تور وداع از خوانشها پرداخت و همچنان روی The Mystery of Edwin Drood کار میکرد که درگذشت. این نشان میدهد که اجبار به نوشتن به ندرت کاملاً از بین میرود. با این حال، تاریخ همچنین نشان میدهد که رماننویسان در مورد اعلام بازنشستگی بدنامانه غیرقابل اعتماد هستند.
میو بینچی در ۶۰ سالگی بازنشستگی خود را اعلام کرد، اما خوانندگان وفادارش با آن مخالفت کردند. او تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۲ شش رمان دیگر نوشت. استیون کینگ اولین بار در سال ۲۰۰۲ در ۵۴ سالگی کنارهگیری کرد، اما تقریباً هر سال یک رمان منتشر میکند. حتی آرتور کانن دویل سعی کرد شرلوک هولمز را بکشد، اما تنها به دلیل تقاضای عمومی او را بازگرداند. این مثالها ثابت میکند که متوقف کردن شتاب خلاقانه دشوار است.
چرا نویسندگان در کنار رفتن مشکل دارند
چندین عامل باعث بیمیلی نویسندگان به بازنشستگی میشود. ترس از دست دادن ارتباط یا تکرار اغلب نویسندگان مسنتر را آزار میدهد. برخی دیگر نگران کاهش توانایی هستند یا میخواهند در اوج بازی خود کنار بکشند، همان طور که کینگ زمانی بیان کرد. با این حال، قدرتمندترین دلیل وجودی است: نوشتن فقط یک شغل نیست، بلکه راهی برای معنا بخشیدن به جهان است.
این ضربالمثل معروف کازوئو ایشیگورو که تمام رمانهای بزرگ توسط نویسندگان زیر ۴۰ سال کامل میشوند، خود باید بازنشسته شود. زیدی اسمیت اعتراف کرده است که عمدتاً برای خردشان، نویسندگان زن مسنتر را میخواند و هلن گارنر ۸۳ ساله را به عنوان یکی از محبوبهایش ذکر میکند. آنی ارنو، آن تایلر و مارگارت اتوود همگی هنوز در دهه ۸۰ سالگی خود با نشاط مینویسند. این تصور که خلاقیت تاریخ انقضا دارد، به سادگی نادرست است.
انتقال خلاقانه و مدلهای جدید
برخی از نویسندگان با سپردن مجموعههای خود به جانشینان مورد اعتماد، راهی زیبا برای خروج یافتهاند. لی چایلد، خالق جک ریچر، مجموعه را به برادرش اندرو گرانت سپرده است تا بتواند با آرامش بازنشسته شود. این مدل به یک جهان محبوب اجازه میدهد تا ادامه یابد در حالی که نویسنده اصلی عقبنشینی میکند. این سازشی است که هم به نیاز خالق برای استراحت و هم به میل مخاطب برای داستانهای بیشتر احترام میگذارد.
از سوی دیگر، برخی از نویسندگان هرگز واقعاً متوقف نمیشوند. گفته میشود که دست هنری جیمز روی بستر مرگ روی روتختی حرکت میکرد، گویی که هنوز در حال کار است. این تصویر جوهر زندگی ادبی را به تصویر میکشد: داستان هرگز پایان نمییابد، حتی زمانی که بدن از کار میافتد.
این برای خوانندگان و فرهنگ چه معنایی دارد
بازنشستگی یک نویسنده بزرگ یک رویداد فرهنگی است. این نشاندهنده پایان صدایی است که تفکر ما را شکل داده است. اما همان طور که مثالهای فرین، بارنز و راث نشان میدهند، این پایانها به ندرت نهایی هستند. آثار زنده میمانند و سکوت باقیمانده اغلب توسط نسل جدیدی از داستانسرایان پر میشود.
برای خوانندگان، درس این است که هر کتاب جدید از یک نویسنده محبوب را گرامی بدارند. برای نویسندگان، پیام واضح است: قلم قدرتمندتر از برنامه بازنشستگی است. تا زمانی که داستانی برای گفتن وجود داشته باشد، حس پایان، تازه آغاز یک فصل جدید است.
سوالات متداول
چرا نویسندگان در بازنشستگی مشکل دارند؟
نویسندگان اغلب هنر خود را به عنوان یک هویت میبینند تا یک حرفه. عمل نوشتن هدف، ساختار و راهی برای پردازش زندگی فراهم میکند. بدون آن، بسیاری احساس فقدان عمیقی میکنند، به همین دلیل است که اعلامیههای بازنشستگی اغلب در طول زمان پس گرفته یا تعدیل میشوند.
کدام نویسندگان مشهور بازنشسته شدند و سپس بازگشتند؟
چندین نویسنده برجسته سعی در بازنشستگی داشتهاند اما تنها بازگشتهاند. استیون کینگ در سال ۲۰۰۲ بازنشستگی خود را اعلام کرد اما همچنان به انتشار پرفروشها ادامه میدهد. میو بینچی در ۶۰ سالگی بازنشسته شد اما شش رمان دیگر نوشت. حتی آرتور کانن دویل نیز با فشار عمومی مجبور شد شرلوک هولمز را پس از کشتنش زنده کند.
آیا نویسندگان مسنتر آثار بهتری تولید میکنند؟
در حالی که خلاقیت محدود به سن نیست، بسیاری از منتقدان استدلال میکنند که نویسندگان مسنتر عمق خرد و دیدگاهی را به ارمغان میآورند که نویسندگان جوانتر نمیتوانند آن را تکرار کنند. زیدی اسمیت، آنی ارنو و مارگارت اتوود همگی نمونههایی از نویسندگانی هستند که برخی از بهترین آثار خود را در دهههای بعدی زندگی خود تولید کردهاند و ثابت میکنند که بهترین داستانها اغلب با تجربه به دست میآیند.
